علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

403

آيين حكمرانى ( فارسى )

جانشين پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و جانشين ابو بكرى و ابو بكر هم جانشين پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله است . چه خوب بود خويش را در آن مرتبه مىگذاردى كه خدايت در آن گذارده است و آن‌كسان كه نوشتند تو را در آن قرار دادند . عمر گفت : آفرين بر شما اى بنى عدى ! مىخواهيد به مسئوليت من ، خود بيشتر بخوريد ، و من حسنات خود را براى شما نثار كنم ؟ نه ، چنين نخواهم كرد ، بلكه شما بايد درنگ كنيد تا فراخوانى به شما برسد و نوبت دفتر به شما رسد ؛ يعنى هرچند در آخرين مرتبت از مردم نوشته شده باشيد . مرا دو يار پيشين بود كه راهى در پيش گرفتند و اكنون اگر با آن مخالفت ورزم ديگرانى هم به بهانهء من مخالفت جويند . اما به خداوند سوگند ، ما نه برترى اين جهان را مىيابيم و نه نزد خداوند تعالى به پاداشى بر عمل خويش اميد داريم ، مگر به محمد صلّى اللّه عليه و إله كه خود شرافت ماست و خاندان او برترين عربند و ، در مرتبت پسين ، آن‌ها كه به او نزديك‌ترند و باز هم آن‌ها كه نزديك‌ترند . به خداوند سوگند ، اگر غير عرب‌ها كارى انجام دهند و ما كارى جز آن انجام دهيم ، اين در روز قيامت كارى سزامندتر نزد محمد صلّى اللّه عليه و إله است و ما را به او نزديك‌تر سازد ؛ چه ، هركس كارش او را به مرتبتى نرساند تبارش نيز وى را پيش نيندازد « 1 » . عامر روايت كرده است كه عمر رضى اللّه عنه هنگامى كه قصد داشت ديوان را بنياد نهد پرسيد : از كه آغاز كنم ؟ عبد الرحمن بن عوف به او گفت : از خود آغاز كن . اما عمر گفت : به ياد دارم كه در محضر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بودم و او از بنى هاشم و بنى عبد المطلب آغاز مىكرد . عمر از اين روى ، با اين طايفه آغاز كرد و ديگر طوايف قريش را تيره به تيره به ترتيب نزديكى به اين خاندان آورد تا همهء طوايف قريش را به پايان برد و سپس به انصار رسيد . پس عمر گفت : با طايفهء سعد بن معاذ - از اوس - آغاز كنيد و سپس با هر طايفه كه به سعد نزديك‌تر است ادامه دهيد . زهرى از سعيد بن مسيب روايت كرده است كه اين كار در محرم سال بيست هجرت روى داد . چون ترتيب مردم در ديوان‌ها به نسبت نزديكى خونى به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله سامان يافت ، در ميان مردم نوعى تفاوت براساس ميزان پيشينهء مسلمانى و نزديكى با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله شكل گرفت . اما ابو بكر رضى اللّه عنه به تفاوت براساس پيشينهء مسلمانى عقيده نداشت و به تساوى مردم در برخوردارى از عطايا معتقد بود . على رضى اللّه عنه هم در خلافت خود چنين نظرى داشت . شافعى و مالك هم اين نظر را پذيرفته‌اند . عمر رضى اللّه عنه به تفاوت نهادن ميان مردم براساس پيشينهء مسلمانى

--> ( 1 ) . طبرى اين روايت را با اندك تفاوتى آورده است . بنگريد به : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 570 - م .